مرگ در تشکیلات سه فوت و چند پرسش بیپاسخ درباره زندگی اعضای مجاهدین خلق
تشکیلات بسته و ضرورت پاسخگویی
مشکل اصلی در اینجا شاید خود “مرگ” نباشد؛ بلکه فقدان امکان راستیآزمایی مستقل است.
سازمان مجاهدین خلق درباره اعضای درگذشته خود اطلاعیههایی منتشر میکند، اما این اطلاعیهها عمدتاً روایت رسمی خود سازمان هستند.
درباره اکرم شهرابی از ماهها بیماری و بستری شدن سخن گفته شده، درباره مژگان مهدوی از عارضه ریوی و درباره حسین شریعتی از بیماری جانکاه.
اما افکار عمومی حق دارد بپرسد:
بیماری دقیق چه بوده است؟
چه مدت تحت درمان بودهاند؟
چه نوع مراقبت پزشکی دریافت کردهاند؟
آیا اعضا امکان انتخاب آزادانه پزشک و بیمارستان داشتهاند؟
آیا خانواده یا بستگان امکان تماس و ملاقات داشتهاند؟
آیا اعضای سالخورده امکان ترک تشکیلات و انتخاب مستقل محل زندگی خود را داشتهاند؟
آمار سالانه مرگومیر اعضا چیست؟
چند نفر از اعضای فعلی مبتلا به بیماریهای مزمن هستند؟
و سرانجام:
آیا یک نهاد مستقل تاکنون سلامت جسمی و روانی اعضای این تشکیلات را بررسی کرده است؟
اینها پرسشهای سیاسی نیستند؛ پرسشهای انسانی و حقوق بشریاند.
پرسش درباره انسانهایی است که سالهای طولانی از زندگی خود را در یک ساختار تشکیلاتی گذراندهاند و اکنون بسیاری از آنان به سالهای پایانی عمر رسیدهاند.
بنابراین سه مرگ اخیر نباید دستمایه صدور حکم قطعی قرار گیرد؛ اما نمیتوان آنها را نیز صرفاً با چند جمله درباره “بیماری” به پایان رساند.
این سه مرگ میتوانند آغاز یک تحقیق جدی و مستقل باشند.
اگر علت مرگها بیماریهای طبیعی بوده است، اسناد پزشکی و تحقیقات مستقل میتوانند این مسئله را روشن کنند.
اگر مشکلات ساختاری در سلامت اعضا وجود داشته است، باید آشکار شود.
و اگر هیچ مشکلی وجود ندارد، شفافیت چیزی برای ترسیدن از آن ندارد.
در نهایت، شاید مهمترین پرسش همین باشد:
در تشکیلاتی که از اعضای خود انتظار دارد تمام زندگیشان را وقف آرمان کنند، چه کسی مسئول حفظ خودِ زندگی آنهاست؟
مرگ سه عضو قدیمی در فاصلهای کوتاه، بهخودیخود مدرک یک “راز” یا دلیلی برای نسبت دادن مرگ آنان به عاملی خاص نیست؛ اما میتواند زنگ هشداری برای طرح پرسشهایی باشد که سالهاست درباره زندگی خصوصی، سلامت، خانواده و سرنوشت اعضای سالخورده مجاهدین خلق بیپاسخ مانده است.
پرسشهایی که هرچه زمان میگذرد، اهمیت آنها بیشتر میشود؛ زیرا زمان برای بسیاری از اعضای سالخورده این تشکیلات دیگر بینهایت نیست.
و پاسخ به این پرسشها باید نه از زبان تبلیغات سازمان، بلکه از مسیر اسناد پزشکی، آمار شفاف، شهادت مستقل اعضای سابق و تحقیقات بیطرفانه به دست آید.
زیرا در نهایت، موضوع فقط سه مرگ نیست.
موضوع، زندگی انسانهایی است که پیش از مرگ، حق دارند درباره سرنوشت خود، سلامت خود، روابط خود و سالهای باقیمانده زندگیشان پاسخ روشن دریافت کنند.
عیسی آزاده
این وبلاگ روشنگر حقایق مربوط به سازمان مجاهدین خلق است که چگونه به یک فرقه تبدیل شده است .