چه کسی الجولانی را به فضای باز منتقل کرد؟

فاطمه یاسین

نویسنده، روزنامه‌نگار و تهیه‌کننده برنامه‌های سیاسی و فرهنگی سوری

منبع العربی الجدید

در روزهای اخیر، سخنرانی یک دیپلمات سابق آمریکایی منتشر شده است که با گزارش‌هایی پشتیبانی می‌شود و نشان می‌دهد که احمد الشرع آموزش‌های ویژه‌ای دیده است و شخصیت روشنفکر فعلی او به دلیل کلاس‌هایی است که او مرتباً در طول سال‌های حضورش در ادلب در آنها شرکت می‌کرده است. این نظریه‌ها مبتنی بر این تصور هستند که الشرع شخصیتی «ساخته شده» است که از طریق خوراک‌های رسانه‌ای و آموزش فشرده دستکاری شده است تا او را از یک جهادی معتقد به ایدئولوژی خشونت‌آمیز القاعده و یک افراط‌گرا که دیگران را تکفیر می‌کند، به مردی تبدیل کند که نیازهای بین‌المللی و خواسته‌های شهروندان داخلی را درک می‌کند و وجود فرقه‌ها و مذاهب دیگر را درک می‌کند، که باید آنها را به عنوان یک مؤلفه ملی که می‌تواند به روند بازسازی کمک کند، ببیند. این ماموریت، همانطور که ارائه شد، بسیار دشوار به نظر می‌رسد. این شبیه یک عمل جراحی تغییر مغز است که در آن جمجمه باز می‌شود و بخش فکری آن دستکاری می‌شود تا مسیرش را در جهت دلخواه تغییر دهد. ارائه این ماموریت به این شکل، به دلایل مختلف، از جمله ماهیت رابطه‌ای که ابومحمد الجولانی را به طور کلی با غرب پیوند داد، حضور او در فهرست افراد تحت تعقیب و طبقه‌بندی گروهش به عنوان یک سازمان تروریستی، نوعی فریب و شاید دروغ آشکار را به همراه دارد.

الجولانی پیش از این اعلام کرده بود که در تلاش برای برقراری ارتباط با غرب است و در مصاحبه‌ای که اوایل سال ۲۰۲۱ توسط Frontline منتشر شد، آشکارا با یک روزنامه‌نگار آمریکایی به نام مارتین اسمیت صحبت کرد. او از انقلابی علیه رژیم اسد صحبت کرد که در تلاش برای سازماندهی، نوسازی و مراقبت از همه پناهندگان آن است. او از همان سوال اول رک و صریح بود و پاسخ داد که این منطقه هیچ تهدیدی برای اروپا یا آمریکا ندارد و پیام بسیار روشنی فرستاد: آنچه اتفاق می‌افتد، جنگی علیه دیکتاتوری است که غرب او را به خوبی می‌شناسد. در واقع، هیچ حمله‌ای توسط هیئت تحریر الشام در خارج از مرزهای سوریه ثبت نشده است. رهبر آن، الجولانی، وقتی به روزنامه‌نگار گفت که او و گروهش بخشی از انقلاب سوریه هستند، چهره‌ای متعجب به خود گرفت. او وجود جناح‌های دیگری با آرمان‌های مشابه را که در جبهه‌های مختلف فعالیت می‌کنند، تأیید کرد. او آنها را متهم نکرد یا از آنها بد نگفت، بلکه گفت که آنها، مانند سازمان او، آرزوی همان هدف را دارند.

روزنامه‌نگار وقتی به او گفت که در سال ۲۰۱۴ متعهد به جنگ با ایالات متحده و متحدانش شده است، با سوالی که به نظرش شرم‌آور بود، او را روبرو کرد و از او پرسید: آیا تغییر کرده‌ای؟ الجولانی این اتهام را رد نکرد، اما آن را متناسب با موقعیتی که در آن قرار گرفته بود، اصلاح کرد و گفت: «ما از ایالات متحده انتقاد کردیم، اما نگفتیم که از سوریه به آن حمله خواهیم کرد.» در آن لحظه، شخصیت احمد الشرع کامل شد و الجولانی را برای همیشه پشت سر گذاشت. این بلوغ سیاسی که الزامات آن مرحله و مراحل بعدی را در بر می‌گرفت، نمی‌توانست در سخنرانی‌ها یا جلسات تدریس به دست آید. بلکه یک حالت طبیعی بود که از یک نقطه شروع شده و در اثر شرایطی که با آن مواجه بوده، توسعه یافته و آن شرایط آن را پالایش داده و تفکر متفاوتی را متبلور کرده است. ترکیه از ادلب، پایتخت الجولانی، فاصله چندانی نداشت و او در آنجا چهره متفاوتی از دولتی را که آرزوی ساختنش را داشت، می‌دید. این امر به دگرگونی این چهره جهادی کمک کرد و او ردای طالبانی را کنار گذاشت و قالبی مدرن را برگزید. او توانست بر تمام رهبران سازمان و حتی سایر سازمان‌های متحد تأثیر بگذارد تا دیدگاه افراطی آن را به سمت یک دیدگاه ملی واحد تغییر دهند، چیزی که هیچ مدرس یا متخصص توسعه انسانی نمی‌توانست به آن دست یابد.

هدف از آنچه این شخصیت غربی تبلیغ می‌کند، مصادره دستاوردهای صرفاً سوری است و نه چشم‌انتظار ظهور موارد قابل توجه، قادر به تحمل مسئولیت و با درک بالایی از سیاست منطقه، که از خاکستر همان واقعیتی که با خشونت و افراط‌گرایی مبتنی بر دینداری کورکورانه و رادیکالیسم به دنبال انتقام از سایر طرف‌ها می‌جوشید، بیرون آمده‌اند و با یک فرآیند اجتماعی و حقوقی که عدالت انتقالی را به ارمغان آورد، و یک کمپین سیاسی بزرگ که پایتخت‌های جهان را درنوردید، و با طرف‌های عربی و منطقه‌ای برای کمک به لغو کامل تحریم‌ها علیه سوریه تماس گرفتند، از همه اینها فراتر رفته‌اند. تنها کاری که باقی مانده این است که به همه ثابت کنیم که این [تصمیم/طرح/...] واقعی است، نه ساختگی و برآمده از سخنرانی‌ها، و با ایجاد یک تحول ملی واقعی و بزرگ که سوریه را به سمت تغییر مطلوب هدایت کند، این کار را انجام دهیم.