نگاهی به وضعیت فرقه رجوی بعد از شکست عملیات فروغ جاویدان
م
نگا بررسی وضعیت فرقه رجوی بعد از شکست در عملیات فروغ جاویدان
افرادي که سالم به قرارگاه برگشته بودند با مشاهده جاي خالي دوستانشان بسيار افسرده و غمگين ميشدند. وبشدت افراد دچار دلمردگی عجیبی شده بودند. طبعا وضعیت نفرات بطور روزانه برای تشکیلات و شخص رجوی ارسال میشد و او با مشاهده اين فضا تصميم گرفت با براه انداختن نشستهاي چند روزه نيروها را به زير ضرب بکشد و کشته شدن ديگر افراد و شکست در عمليات را به گردن کساني بيندازد که سالم و يا مجروح با هزار مصیبت وبدبختی خودشان را به قرارگاه اشرف رسانده بودن بیندازد
مريم رجوي در طي اين نشست گفت اصلی ترین مشکل شما این بود که در بهترین حالت با انگیزه های فردی جنگ می کردید اگر شما با انگیزه های رهبری و روی پای او حرکت می کردید و جنگ می کردید از تنگه عبور می کردید باید ولو با چنگ و ناخون دندان راه را باز می کردید. شماها که برگشتیدباید این را خوب بدانید که تک تکتون پشت تنگههاي فردي خود تان گير کرده بوديد. و با مسعود یگانه نبودید . کساني که يگانه بودند کشته شدند. این نشست مانند پتکی بر سر همه فرود امد و همه را در خود فرو برد و البته افراد بشدت متناقض شدند. دریغ از اینکه رجوی و همسرش به اندازه سر سوزنی هم خودشان را بعنوان فرماندهی این عملیات مسئول این شکست ندانستند و کوچکترین انتقادی هم از خودشان نکردند. در کجای دنیا سابقه دارد عملیاتی با این عرض و طول مقصرش نیروهای پایین باشند البته بعد از گذشت 35سال از این عملیات باز هم رجوی این جسارت و شهامت را پیدا نکرده است و مسئولیت شکست در این عملیات را متقبل شود.
بعد از جمع بندی عملیات مجموعه نشست های مطولی در یکانها هم برگزار شد که اساسا قصه گویی و روایت جنگ بود و هرکسی می خواست بنوعی از خودش قهرمانی بسازد. این نشست و نشست های جابنی وحول و حوش انهم وضعیت روحی و روانی افراد را سر و سامان ندارد.و رجوی برای ادامه سناریواش در اوایل مجاهدين نشستهاي چند روزه بعد از فروغ را "نشست تنگه و توحيد" ناميد. بنظر رجوي علت شکست.
محتوای نشست رجوی در جمع بندی و نشست های فرعی این بود که به ذهن و ضمیر افراد اینرا فرو کنند که اشکال نه از طرح نه از کمبود تجهیزات و نه از سازماندهی و تاکتیک بوده است همه چیز داشتید حتی بیشتر از ان چیزی که لازم بود برایتان اختصاص داده شد اما پشت چار زبر درجا زدید علت انهم این بوده است که ميبايستي از تنگههاي فردي و علايق فردي خودتان می گذشتید .و هدف این است که هر کس خودش را باید بخواند و بیشکاف خودش را مقصر بداند تا در فروغ دو بدون وابستگی بتوانید از هر مانع و تنگه ای عبور کنید بعد از این نشست ها . رجوي یک تغیر اساسی در ساختار نظامی و نیروهای باقیمانده ایجاد کرد که هم روحیه افراد را بالاببرد لذا تیپ ها منحل شدند و سازماندهی لشکری را جایگزین کرد البته اسمش لشکر بود اما به لحاظ نیروی هر لشکر ماکزیمم در حد صد نفر و براساس سازماندهی جدید 21 لشکر در اشرف بوجود امد رجوي با اين شيوه می خواست ولو در روی کاغذ و در حرف به نفرات حقنه کند که علیرغم از دست دادن 1500 نفر و صدها اسیر نه تنها کم نشده ايم بلکه قويتر و بيشتر هم شده ايم. و در گوش فرو می کرد که ما نسل بیشمارانیم .
بعداز اعلام سازماندهی جدید دو جلسه نشست برای مردان و زنان برگزار شد که مسئول نشست مردان مهدی ابریشمچی بود هدف این بود که به افراد از طرف رجوی بگوید که اولا ازدواج در تشکیلات براساس صلاحدید تشکیلات و وضعیت تشکیلاتی افراد دارد در ثانی تعداد زنان مجرد در تشکیلات خیلی کمتر از مردان مجرد است لذا افرادیکه صلاحیت دارند از طریق تشکیلاتی به انها گفته خواهد شد. سایر افراد هم فعلا باید سماق بمکند تا بعد از سرنگونی امکان ازدواج انها هم فراهم شود.
موازی این نشست که توسط ابریشمچی برگزار شد برای زنان هم توسط ثریا شهری معروف به طاهره برگزار شد که او زنان را تحت فشار قرار داد که هر مردی را که تشکیلات برای انها انتخاب کرد باید بعنوان یک وظیفه ایدئولوژیک و تشکیلاتی و بدون چون و چرا بپذیرید . مخصوصا برای زنانی که کمتر از سه ماه قبل همسران شان را از دست داده بودند تکلیف شد که در صورت عدم پذیرش مسئله دار است و هنوز با خاطرات همسر سابق اش زندگی می کند .
با او برخورد مي کردند. پس از اين نشستها در يک روز چندين مراسم ازدواج برگزار مي شد. تعداد کمي با اين موج ازدواجهاي اجباري مخالفت کرده و از سازمان جدا شدند. اتفاقا تعدادی از زنان زیر بار نرفتند و بشدت با انها برخورد شد . تعدادی از این زنان در همان زمان از تشکیلات جدا شدند.
در رابطه با داستانهای ازدواج های اجباری تشکیلات یعنی مسعود اینرا می خواستند جا بیندازند که صاحب اختیار خون و نفس تک تک زنده ها و کشته شدگان رهبری است و هیچ کس این حق را ندارد که بعنوان فامیل یا هم خون بودند مانند خواهر و برادر یا زن و شوهری کشته شدگان را مصادره کنند و البته در این رابطه رجوی موفق هم شد.
در اینجا یک نکته را یادآور میشوم که یک دورانی در این سازمان که الان به یک فرقه مبدل شده است ازدواج اجباری بوده است و درست یک سال بعد از آن طلاق های اجباری بعنوان وظیفه مبرم و ایدئولوژیک طلاق است و با اختیار انتخاب تجرد برای همه افراد بدون استثنا تا سرنگونی که البته طولی نکشید که گفته شد طلاق تا سرنگونی باز یک شکاف است و باید این طلاق تا ابد دهر باشد.بعدا در رابطه با طلاق های اجباری مفصلا بحث خواهیم کرد الان فقط بعنوان یک نکته مطرح شد.
در طی نشست بخشی از سئوال و جواب رجوی از افراد را در نشست اشاراتی می کنم که اندکی از شخصیت رجوی و فرارش از مسئولیت پذیری را بدانید.
در سوال و جواب های بین مسعود با با فرماندهان صحنه مطرح کرد که فلانی راستش را بگو ایا کسانی بودند که از تنگه عبور کنند و کسانی بودند که با سر می چنگیدند. پاسخ داده میشد بله و تعدادی اسم را نام بردند رجوی که با تایید فرماندن بول گرفت گفت خواهر فلانی و برادر فلانی که شما را من بعنوان فرمانده روانه عملیات کردم راستش را بگویید ان موقع شما به چه فکر می کردید چرا وقتی با یک مانع برخورد کردید اذهان همه تان قفل شد و وا رفتید و پشت تنگه گیر کردید و انقدر ماندید که من انتظار نداشتم هیچکدامتان سالم برگردید باید الان بگویید پشت کدام تنگه گیر کردید ایا شما پشت تنگه چارزبر گیر کردید تا پشت تنگه های خودتان. الان شما باید بالا بیاورید و بگویید تنگه ای که پشتش گیر کرده بودید چه شد. و عملا طوری فضا را مهیج کرد که مردان اعتراف کردند که ما پشت زنانمان گیر کرده بودیم و زنان هم ناچار به زبان اوردند بله برادر ما هم همین مشکل را داشتیم. البته رجوی در مرحله بعدی بهسراغ مجرد ها هم رفت و گفت شما خودتان را به موش مردگی نزنید شما هم اعم از زن با مرد تان پشت تنگه ذهنتان گیر کرده بودید و همه انتظار داشتید که سالم به تهران برسید و بروید سراغ خانواده و بعد هم تشکیل خانواده.
به همین دلیل بود که عملیات به هدف اش نرسید.
در اینجا یگ نگته را هم روش تاکید می کنم که در سازمانی که براساس چارچوب و اصول و یک استراتژی مشخصی بیانگزاری شده بود وتصمیمات براساس حداکثر رای رهبران گرفته میشد به یک جریانی مبدل شد که همه امورات ریز و درشت و خط و خطوط سیاسی و استراتژیک و ایدئولوژیک توسط یک فرد گرفته می شود و عملا سازمان مجاهدین به یک فرقه مبدل شد و هر انچه ما اینجا بعنوان ناگفته های این تشکیلات بیان میکنم عملکرد فردی است که انرا بعنوان فرقه رجوی میشناسیم.
این وبلاگ روشنگر حقایق مربوط به سازمان مجاهدین خلق است که چگونه به یک فرقه تبدیل شده است .